دنیا

سلـــــــــــام دوستان

امروز 92/2/2  تولــــــــــــد یکی از دوستامه

اینو به افتخــــــــــــــــار قلبـــــــــــــــــــــــ مهربونــــــــــش میــــــــــذارم  .

....................................................................................................

........................................................................................

.........................................................

..........................

.................

.........

......

.....

...

..

.

***چراغ جادو***

سلام دوستای گلم اینم یه کارت پستال دیگه که تو نظرات ازم خواسته بودین.

تقدیم به شما....

...........

......

....

..

.

نترس...

اینم یه کارت پستال دیگه سفارشی از دوست عزیزم (بانوي لحظه هاي آنتيکـــــــــــ)

بی وفا...



چرا دلت گرفته؟

اوهم آدم است


اگر دوستت دارم هایت را نشنیده گرفت


غصه نخور

اگررفت ، گریه نکن

یک روز چشمای یک نفر عاشقش میکند


یک روز معنای کم محلی را میفهمد


یک روز شکستن را درک میکند

آن روز میفهمد آه هایی ک کشیدی از ته قلبت بوده


میفهمد شکستن یک آدم تاوان سنگینی دارد

کارت پستال مرد (سفارشی از آقا محمد)

سلام دوستای گلم.بعد یه عالمه تاخیر با یه کارت پستال فوق العاده اومدم که متنشو یکی از دوستان به نام (محمد) ارسال کرده بودن.امیدوارم خوشتون بیاد نظر یادتون نره..

چون متن ارسالی آقا محمد زیاد بود من نتونستم همه رو در یک کارت پستال جا بدم.اینم متن کاملش:


او ""مـــــــــرد"" است

دستــــانش از تو زِبرتر و پهن تر است
صورتش ته ریشى دارد
قلبش به وسعـــتِ دریــــا
... جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرود و سیـــــگار دود میــــكند
... ... ... ... او با همــــان دستان پهن و زبرش تورا نوازش میكند
به او سخت نگیر ... مرد را خراب نکن
با همان صورت ناصاف و ناملایم تورا میبوسد و تو آرامــــ میشوى
آنقــــدر اورا نامــــرد ""نخوان""
زود دیر میشه ... روزی به سر مزارش میروی
آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتش را ""نسنج""
فقط به او ""نــــخ بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزد
فقــــط باهاش ""روراست باش"" تا دنیا را به پایت بریزد

کودکی



بازگرد ای خاطرات کودکی برسوار اسبهای چوبکی


خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن ماناترند


درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود



درس پند اموز روباه وخروس روبه مکارو دزد وچاپلوس


روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است


کاکلی گنجشککی باهوش بود فیل نادانی برایش موش بود



باوجود سوزو سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می درید


تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری می شدیم



پاک کن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم



کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت



گرمی دستانمان از آه بود برگ دفتر ها به رنگ کاه بود



همکلاسی های درد ورنج وکار بچه های جامه های وصله دار



بچه های دکه سیگار سرد کودکان کوچک اما مرد مرد



کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود وتفریقی نبود



کاش میشد باز کوچک می شدیم لااقل یک روز کودک می شدیم



یاد ان آموزگار ساده پوش یاد آن گچها که بودش روی دوش



ای معلم نام وهم یادت بخیر یاد درس آب وبابایت بخیر



ای دبستانی ترین احساس من بازگرد این مشقها را خط بزن