اس ام اس تبريك ميلاد امام سجاد

ميلاد با سعادت سيد الساجدين حضرت امام سجاد ررا خدمت شما كاربران عزيز و عموم شيعيان تبريك عرض مي نمايم

پيامك ها در ادامه ي مطلب...............

ادامه نوشته

پيامك تيريك ميلاد حضرت عباس

ميلاد با سعادت سقاي كربلا را به شما دوستان عزيز و تمامي مسلمانان جهان تبريك وتهنيت عرض مي نماييم.

پيامك ها در ادامه ي مطلب..............

ادامه نوشته

پيامك تبريك ميلاد امام حسين

با سلام خدمت شما دوستان عزیز میلاد با سعادت امام حسین (ع) را خدمت شما تبریک عرض می کنم

امیدوارم توی این چند روز بهتون خوش بگذره چند تا پیامک برای تبریک میلاد این امام عزیز گذاشتم

پيامك ها در ادامه ي مطلب............. 

ادامه نوشته

دانلود آهنگ اوشون فشم کامی راسکال سعید کرمانی

لینک مستقیم (Mp3): 

 

اوشون_فشم_(HQ)

   

لینک مستقیم (Ogg):

 

دانلود آهنگ سریال فاصله ها

آهنگ به صورت کامل و کیفیت 320 قرار داده شد.


وب سایت 
فارسی زبان برای دانلود ها | www.4downloads.ir


زمان فایل آهنگ : 3.22 دقیقه
کیفیت : 320 Kbps

بازیگران :

دانیال حکیمی ، مریم کاویانی ، شاهرخ استخری ، نیما شاهرخ شاهین و ...

شرح مختصر :
محسن کریمی فردی مذهبی و خوشنام در محل و مورد اعتماد همگان و محل رجوع اهالی برای حل مشکلاتشان است. او متوجه سستی ایمان پسرش، سهراب در نماز و تکالیف شرعی شده و راه چاره ای می جوید. اما یک حادثه باعث می شود محسن متوجه فاصله زیادی شود که میان نگاه او به زندگی و ارزشهایش با نگاه سهراب وجود دارد و...

 


داستان کوزه

این داستان را یکی از دوستانمان به نام سرزمین افسانه هابرایمان ارسال کرده است

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دوانتهای چوبی می بست...چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد.
یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.
مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف وظیفه اش را انجام دهد. هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است.
کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند : " از تو معذرت می خواهم. تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای...فقط نصف تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای. "
مرد خندید و گفت: " وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن. "
موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده...سمت خودش... گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند.
مرد گفت: " می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟ من همیشه می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم. این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش کردم و تو هم همیشه و هر روز به آنها آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام. اگر تو ترک نداشتی چطور می توانستی این کار را بکنی؟ "

باتشکر از شما دوست عزیز سرزمین افسانه ها اگر توانستی بازهم ارسال کنید